تبليغاتX
چشمه -

چشمه

از شیر مرغ تا جون آدمیزاد!!!!!

مقدمه

افسانه زندگي زن را غالباً در ادبيات لطفيف و شورانگيز عاشقانه خوانده ايم که اين وجود هستي بخش و الهام انگيز در تاريخ هنر و ادبيات هر قوم و ملتي از دير باز محبل و انگيزه عشق و الهام و آيت لطف و ايثار پروردگار بوده است هم در قالب پديده هاي لطيف زنانه و هم در تجلي عواطف پر مهر مادراند .

نمودار زيبايي خلقت زن در وراي دنياي رويائي هنر ، وجود حسي و ملحوس او در خلاف جهت عشق و قداحست هنري مورد بي مهري و ستم و کم توجهي اطرافيان خود قرار گرفتند ، در حالي که هميشه کوله بار سنگين شفقت هاي زندگي را به دوش مي کشيد و سنگ زيرين آسيا بوده است . قرن هاي متمادي زن رامانند گوهر پر بهايي از بيم دستبرد نامحرمان در لايه اي از اختفا و اختناق نهان کرده اند . طوري که راه نفس کشيدن و هر گونه حرکت ارزنده را براو بسته اند .

چه در دنياي قديم که همانند بردگان ، راه نجاتي نداشت و چه اکنون در دنياي جديد علم و دانش و فرهنگ پيش رفته زمان ، هنوز در عرصه جامعه در تظاهرات هنري و عشق و فداکاري که پرتو واقعي نهاد اوست راه به جايي ندارد و به روال گذشته نقشي در فرم يک زن خدمتکارو مطيع و آشپز و در قالب يک زن بسيار ساده و معمولي هنري و نمايي بر صحنه ندارد .

اختلاف حقوقو زن و مرد در اسلام

1 ـ اختلاف حقوق زن و مرد :

سخن گفتن از وضع زن در نيم قرن اخير و اشاره به حقوق زنان و در اين دوران که جامعه ما در دست دگرگوني ها و تحولاتي بوده است تا حدي از نظر کلمه مناسب نمي باشد زيرا در هر جامعه زن ومرد در همه تحولات زير بناي آن به هر نحو با هم شريک و سهيم بوده و سرنوشت واحدي داشته اند و د رکلمه نهادهاي فرهنگي ، سستي و سياسي و خانوادگي و مشکلات اقتصادي با همه دشواري ها و فراز و نشيب هاي آن با هم هم دوش و همگام بوده اند .

2 ـ زن گوهر پر بها :

قرن هاي متمادي زن را مانند گوهر پر بهايي از بيم دستبرد نامحرمان در لايه اي از اختفا و اختناق نهان کرده اند طوري که راه نفس کشيدن و هر گونه حرکت ارزنده را بر او بسته اند .

چه در دنياي قديم که همانند بردگان راه نجاتي نداشت و چه اکنون در دنياي جديد علم و دانش و فرهنگ پيش رفته زنان ، هنوز در عرصه جامعه در تظاهرات هنري و عشق و فداکاري که پرتو واقعي نهاد اوست راه به جاي ندارد و به روال گذشته نقش در فرم يک زن خدمتکار و مطيع و آشپز در قالب يک زن بسيار ساده و معمولي هنري و نمايي بر صحنه ندارد .

3 ـ انسان در پي کسب حقوق اوليه :

انسان در پي کسب حقوق سياسي و امتيازات اجتماعي در خور لياقت و شايسگي و نيز آزادي هاي عقيدتي و سياسي است کـه متـاسفـانـه قرن هاي متمادي ، اين همه در خلاء قرار در افتد ودر نتيجه زياد اعتراض و پرخاش عليه اين محروميت ها فضاي هر جامعه را پر کرده و موجب دگرگوني ها و آشوبي شده که امروز به صورت يک انقلاب همه جانبه در هر جاي جهان بروز کرده است .

مي دانيم که زنان در هر جامعه ، همپا و همتاي مردان در کشاکش تنگاها و دشواري هاي اقتصادي با مرد سهيم و شريک بوده اند في المثل اگر در هر جا ظلم و بيداد و ستمگري و فقر و نابساماني حکومت مي کرده ، زن و مرد هردو با هم درگيري داشته و به هنگام بيداد و خود کامگي هاي حکومت ها متفقاً در آتش ستم و استبدادي زمامدار وقت سوخته و گرفتار آمده اند .

4 ـ همکار ي زنان و مردان درايران :

در کشور ما ايران در برابر استکبار جهاني در همه جنگها و ستيزها ، زنان مبارز و با شهامت و از جان گذشته مانند جنگاوران در صفوف مجاهد ين و مبارزين سلاح بدست گرفتند و در کوي و برزن همه جا دوش به دوش برادران خود در زير رگبار مسلسل و سپيده دمان ، در برابر جوخه آتش قرار گرفته و جوانان و عزيزان خود را در راه نيل به آزادي و رهايي از مظالم ستم پيشگامان به خاک سپرده اند و مسلماً به همين گونه در تمام رنج ها و نابساماني ها و بي بهره بودن از هرگونه مزاياي زندگي و انساني زير فشار يوغ و ستم و غارتگري و استعمارگران هر دوران ، زنو مرد هر دو متلاشي و سرکوب شده اند .

5 ـ چه موقع زنان از حقوق خود بهره مند خواهند شد :

آن گاه که ريشه ي مظالم در همه اکناف جهان خشکيده شود ، و همه انسا ن ها حداقل زندگي روزانه خود دست يابند وآن زمان که به جاي اين خلاء طبيعي ، در همه جامعه هاي بشري برابري و برادري حکم فرما شود و تعادلي در ارکان زندگي ، وجود آيد ، با اجراي قوانين عادلانه و فراگير ، در آن هنگام است . که زنان نيز مانند مردان ازهمه حقوق طبيعي و حياتي خود بهره مند خواهند شد و در آن جامعه مقام انساني و ارزشمند زن نيز چون مردان با در نظر گرفتن مساعي و جهش او د رپي گيري انقلاب و وقولات نور خود به خود مشخص و ارزيابي خواهد شد .

6 ـ وضعيت زن ايراني در حکومت سابق (( شاهنشاهي ))

انتصابات حکومتي سابق که شايد بيشتر در جهت تبليغات سياسي آن زمان هم بودگروهي از مشکلات خانوادگي توده عظيم زنان کشور به خصوص زنان درمانده فقير نگشود . و گواه آن ، دعواهاي پر شور شر در دادگاههاي حمايت خانواده و در بوري هاي زنان و کودکان بي سرپرست ونابساماني زندگي زنان در اثر طلاق و ازدواج مکرر و نامناسب خصوصاً در شهرهاي دور افتاده و روستاها بود که زنان در خانواده براي مردشان حکم گاو و گوسفند را داشتند .

7 ـ مذهب و عقب راندن زنان

در گذشته ، اغلب ممنوعيت ها و سخت گيري ها سنتي و مذهبي را براي عقب راندن زنان بهانه قرار مي دادند در حالي که ريشه ي اين ستم زدگي رادر مذهب نمي توان يافت زيرا مبناي کليه مذاهب مبتني بر عدالت و مساوات و برابري همه افراد آدمي ، اعم از زن و مرد و سفيد و سياه هر قوم و ملت و نژادي قرار گرفتند که بر سعادت و آسايش تمامي افراد بيشتر استوار است .

8 ـ تساوي زن ، مرد در اسلام

ديانت مقدس اسلام تبعيضي را روا نداشت ودر همه جا زن ومرد را يکسان مورد خطاب و تکليف قرار مي دهد حتي در عبادت و احکام به حکم آيه قرآن : آنان را گرامي تر مي دارد که د رمقام تقوا و پرهيزکاري مرتبتي بالاتر داشته باشند .

9 ـ امام خميني و نقش زن

امام خميني پيشوا و رهبر کبير انقلاب همواره در سخنان روشنگرانه خود اشاره به مبارزات و جهاد زنان نموده و بيان مي کردند که ما انقلاب خود را مرهون همت زنان مي باشيم که حتي در دوران جنگ هم ، همه گونه ا زخود ايثار و فداکاري نشان دادند و به سهم خود مردانه مبارزه کردند .

دلايل عقب ماندگي زنان در قرون

1 ـ جلوگيري از رشد فرهنگي و آگاهي زمان :

جلوگيري از رشد و فرهنگي و آگاهي زن به هر دليل ، خواه به جهت استثمار و سرکوبي زنان در جهل و ناداني و حکومت مرد سالاري در خانواده و اطاعت کورکورانه و نداشتن هيچ گونه حقي د رخانواده از حيث دارايي و درباره فرزند که در اثر همين نا آگاهي و بي سوادي در طول تاريخ ، از حيطه وجود انساني برکنار بود ، و سواد آموزي و درس خواندن را براي او گناه مي دانستند .

2 ـ استدلال زنان از نظر اقتصادي :

جهت اقتصادي زن در خانواده و اين که بتواند روي پاي خود بايستد و هميشه جيره خوار ونان خور مرد باقي بماند و در شرايط منحني زندگي به دست نيازش به سوي مرد دراز باشد واين فقر اقتصادي و گراني از بي سرو ساماني و گرسنگي و از طرفي جهل و بي سوادي به طرف آسايش فريبنده اي هم چون خرافات پرستي و سحر و جادو متمايل گردد تا بتواند به هر حيله و نيرنگ ، مهر و عطوفت مردش را به عنوان حامي و سايه ، بالاي سر خود داشته باشد .

3 ـ ازدواج زود رس دختران

ازدواج زود رس دختران در بعضي خانواده ها به خصوص روستاها به هر چه بايد زودتر دختر را به خانه شوهر بفرستند تا سر بار خانواده نباشد و به اصطلاح شرش را ا زخانه کم کنند وتنها پسر را کمک اقتصادي است و مي تواند نان آور خانه باشد نگه دارند و به اين طريق دختران خردسال ونابالغ از دوران بچگي بدون هيچ گونه آگاهي ، در خانه شوهر با هزاران سختي مواجه مي شوند ومانند يک ماشين جوجه کشي دچار زايمان هاي متعددي و خطرناک مي شوند و در نتيجه دوچار انواع بيماري و پيري زودرس مي گردند .

(( مشخصات طبيعي و استعداد زن ))

1 ـ زن در مسير تحول و تکامل جبري

در مسير تحول وتکامل جبري زنان دگرگوني هاي مختلفي در وضع فرهنگي و اجتماعي زنان رخ مي دهد . اما اين دگرگوني ها در همه جاي دنيا يکسان نيست به طوري که مي توان گفت قبلاً در کشورهاي اروپا و آمريکا و سپس در سيستم سوسياليستي ، زنان بيشتر در مسير اين آثار قرار گرفتند و به موازات مشکلات اقتصادي و فشار زندگي وارد معرکه و کارزار زندگي شدند و از نيروي خود حداکثر استفاده راکردند ولي در ممالک شرق اين تحولات به جهاتي به کندي صورت گرفتند و زنان اين سرزمين قرن ها ي متمادي در گرو سنت و تعصب و رسوم گذشتگان و د رميان چهار ديواري خانه و حرمسراها محبوس و زنداني مردان بودند.

2 ـ نظر مردان ممالک شرقي در مورد زنان

اين گروه ادعا مي کردند که زن هيچ گونه لياقت و کارآيي انساني ندارد تا متوجه حقوق خود شود و قادر نيست در هيچ کاري با مردان به رقابت بپردازند و معتقد بودند که زن با قواي فکري ناقص اگر در اجتماع ظاهر شود چون هنوز راه را از چاه نمي شناسد و ممکن است به طرف بدبختي و انحراف روي آورد .

3 ـ حفظ مشخصات طبيعي و خصوصي زن

در اين زمان که بر مبناي اصول عقيدتي اسلام ، حقوق زن ومرد از نظر انساني يکسان در نظر گرفته شده بازهم ضروري است که مشخصات طبيعي وخصوصي زن حفظ شود يا حد تعادل و تناسبي بين سيرت زنانه و خوي مردانه برقرار شود چرا که اگر اين تعادل برقرار نباشد نظام زندگي اجتماعي مختل شده ووظيفه خصوصي هر يک از ميان مي رود و بسيار ديده شده که اشغال زنان به کاري که خلاف روحيه و اقتصادي جسماني وعاطفي آنان باشد نتايجي ثمر بخش به بار نياورده و زيان بخش بوده است .

4 ـ عقيده تاگور درباره ي عواطف و آزادي زنان

تاگور در اغلب آثار خود صورت هاي مختلفي از احساسات و آمال زن را بيان مي کند ، آزادي نامحدود زن را حضر به حال او مي داند و اميال و عواطف او را در حد اعتدال سزاوار پرستش مي شمارد و عقيده دارد که طبيعت زن طوري است که چون عاطفه او بيش از حد اعتدال رو به جنبش آورد او را از آنچه بايد باشد دوري مي کند روح زن مانند رودخانه است که چون جريان آن ساکت و آرام باشد قوه مفيدي است ولي چون طغيان کند و به هيجان آيد جزويراني کاري ندارد .

5 ـ عقيده جامعه سوسياليستي در مورد زنان :

کشورهاي سوسياليستي عقيده دارند که زن را از هر حيث مي توان مانند مرد تربيت کرد و از نيروي بدني او نيز حداکثر استفاده را به نفع توليد و اقتصاد به دست آورد و معتقدند که تفاوت توان روحي و جسمي مرد و زن در اثر تلقين و تربيت اوليه است بنابراين دختر را هم بايد از بدو تولد مثل پسر تربيت کرد و به ثمر رساند .

6 ـ نظر نويسنده درباره تفاوت طبيعي و غريزي زن و مرد :

تفاوت طبيعي و غريزي ميان اين دو جنس قابل دقت و ضروري است بديهي است که حدود کار و وظيفه هر دو ، بايد فراخوار حال آنها باشد از دوران طفوليت بازي هاي پسران با دختران فرق دارد ، ميل طبيعي دختران به عروسک بازي و بچه داري و نظافت است ، ولي پسران با کارهاي فني و خشن مردانه مانند : ماشين بازي و تراکتور سواري که در تخصص مردان است علاقه نشان مي دهند . هنگام رشد و بلوغ ، بزرگترين بهره آنها براي زندگي و جامعه آن است که يکي با روح ظرافت و غريزه زنانه به سمت مادري و بچه داري و ديگري به مهمات امور و کارهاي دشوار بپردازد چنان که زن بتواند پرورش نسل را به نحو مطلوب به ثمر برساند و مرد در خارج خانه مشکلات و معاش خانواده را تامين کند . به غير از اين پاره اي خواص فيزيکي و جسمي زن از نظر زنانگي و تناسلي مانند ايام ماهانه و دوران بارداري و زايمان و بچه شير دادن از اهم مسائلي است که در جهت توانايي زنانه به آنها اين اجازه را نمي دهد که پرداختن به کارهاي سنگين و دشوار مشغول شود ، گذشته از وضع جسماني روحيات زن نيز به همين نسبت در بسياري موارد با مردان تفاوت دارد زنان غالباً داراي روح مسالمت آميز و آرامش طلب دست و در قضايا و مسائل حاد زندگي به نظر دقت و احساس مي نگرد و با مايه اي از عطوفت ورافت زنانه در کارها قضاوت مي کند و اين صفات گذشته از اين که عيبي براي آنان به حساب نمي آيد بلکه بر عکس همين صفات ظريف زنانه است که تعادل و توازن را در جامعه و خانواده فراهم مي آورد .

زنان از نظر ملل تاريخ تمدن

1 ـ زن از نظر اديان

قوانين مذهب و اديان عالم که همگي براي تهذيب جامعه و نظام عالم زندگي در هر دوران به منصه ي ظهور رسيدند جز آن چه را که دنيا پسند و مورد احتياج هيئت اجتماع زمان خود بود امضا و تدوين نکرده اند منتهي همان عادات و رسوم مقتضيات عصر را که مقبول و پسنديده بوده و جهت دنيوي و اخروي داشتند به لباس جديد ونظام نوين برقرار کرده اند و از جمله احتياجات و موارد ابتلا يا کمبودها را به طرزي معقول و معتدل و حکيمانه تثبيت کرده و هر چه نامطلوب و ناپسند وبر خلاف رفتار انساني بوده به صورت حرام منع نمودند .

2 ـ مقام زن د رکشور چين

مقام زن در کشور چين آنقدر است و بي مقدار بود که دختران را از بدو تولد جهت خدمتگذاري و آسايش مرد تربيت مي کردند و غالباً آنها را تحت شکنجه قرار داده و در بعضي مراسم ديني براي قرباني کردن دختران جوان را ترجيح مي دادند . د راين سرزمين مرد حق داشت که از زن به عنوان خدمه و کنيز استفاده کند بدون اينکه همسري ، يا راي حرف زدن و ابراز عقيده داشته باشد . در حال ازدواج هم شوهر حاکم بر اراده ي اوست . بعد از فوت شوهر زن اختيار و استقلال نداشت و بايستي مثل ميراث تحت اختيار اولاد و خويشان ذکور شوهر قرار مي گرفت .

3 ـ زن از نظر کنفوس سيوس فيلسوف بزرگ چين :

(( مرد در هر حال حاکم و زن محکوم است ))

(( مرد نايب آسمان است و او رئيس است بر هر چيز اما زن پس او مقيد است و کاري از خود نمي کند بلکه مطيع عوامر و نواحي مرد است))

((جايز نيست براي زنان امرو نهي کردن تنها کار زنان خانه داري است ))

4 ـ زن از نظر جان هوي حکيم چين :

دختر وقتي به خانه شوهر مي رود بايد کلي از شخصيت و اسم و ثروت خود چشم پوشي کند و اراده ي خود را مقسور اراده ي شوهرش کند .

(( مقام زن در کشور هند ))

1 ـ زن از مائو (( کتاب ديني مائو ))

زنان هندوستان که يکي از مصادر گران بهاي تاريخ آريا تا قبل از ميلاد است تحت ولايت و قيمومت پدر و شوهر و يا فرزندان ذکور خانواده بوده و آن ها اصلاً حق تصرف مالکانه را نداشتند . پاره اي زنان هندي براي خوددر عالم بشريت قدري نمي دانستند و پس از مرگ شوهر در اثر سنت قديمي جامعه با انحطاط عقلي ها خود را آزادانه طعمه آتش مي کردند .

(( زن از نظر اديان ))

1 ـ موقعيت زن در اقوام و قبايل پيش از اسلام :

موقعيت زن دراقوام و قبايل پيش از ظهور اسلام اصولاً مبتني بر انقياد و اطاعت کامل از مرد بود چنان که قوم بني اسرائيل دختران خود را خريد و فروش مي کردند و در کتاب هاي باقي مانده از احوال تاريخي آن زمان حاکي است که زنان را مانند هدايا در جنگ ها و معاملات تجاري مورد داد و ستد ووجه امصالحه قرار مي دادند .

2 ـ مقام و منزلت زن در مذهب ايرانيان قديم ( زردشتيان ) :

در اوستا بندرت اطاعت بي چون و چرا از مرد ديده مي شود . گه گاهي بر آن است که هر دو به کلي حقوق و امتيازات متساوي داشته اند و گويد که زنان مردان پرهيزکار همين طور که در اين جهان با هم اند در دنياي ديگر نيز با هم خواهند بود و زنان و مردان در اداء مراسم ديني وقرباني همراه هستند .

زناني که افکار خوب و نيات پاک در دلهاي خود مي پرورانند و هميشه کلمات دلپذير بر زبان مي آورند کارهاي نيک انجام مي دهند و نسبت به شوهرانشان شان اطاعت و انقياد کامل دارند . آنها را فصلي از کتاب زردشت تشويق و دعوت نموده که در مراسم مقدسه و تقديم قرباني ها با مردان بهدين يعني مومن به تساوي حق داشته باشند و آن گونه زن ها در تقديم قرباني ها و تشيع قوانين مذهبي پيش قدم بوده و نگهبان کتاب و آتش مقدس باشند .

3 ـ جامعه مادر شاهي

بعضي عقيده داشتند که جامعه مادرشاهي وجود نداشته و در خانواده خواه به صورت هسته اي و يا به صورت عشره اي زن ، حقي به فرزند نداشته و هميشه شيوه پدر سالاري برقرار بوده است اما در اين عقيده براي اثبات اين که از ميان تاريخ خانوادگي ، مادر به عنوان پايه گذار اجتماع چه آثار و ارزش هايي داشته باشد . بايد گفت که زنان اوليه نه تنها کارگران حرفه اي و زارعين بودند بلکه از طريق کارهايي مختلفي که به عهده داشتند با پرورش فکر و ابتکار عقلي خود شروع به آموختن حرفه مورد نياز خانواده و آموزش آن به فرزندان خود کردند . به اين دليل مي توان گفت که در جامعه هاي اوليه مادرشاهي وجود داشته و زنان نقش اساسي در حيات خانواده خود داشتند که در حقيقت قدرت اجتماعي او به حساب مي آيد .

مقام زن در کشور ايران

1 ـ تاريخچه مقام ومنزلت زن در ايران :

احترام زن چنان که به نظر مي رسد ، نخست در ايران در دوره ماد و پارس بوده و حتي بسياري از زنان به سلطنت رسيدند ووقتي پادشاهي مي مرد و وليعهد او صغير بود ، مادرش به نيابت او زمام امور مملکت را دست مي گرفت . در دوره اشکانيان نيز مقام زن در همه جا مورد احترام بود ولي در دوره ساسانيان مقام زن بيشتر رعايت مي شود به حدي که او را عهده دار مقام سلطنت مي کردند .

2 ـ مقايسه مقام زن درايران باستان و جاهليت عرب :

همزمان با دوران شکوفايي براي زنان در ايران در جاهليت عرب زنان مقام پست وناز داشتند . زنان را در رديف کنيزان و دست نشاندگان به حساب مي آوردند ووجود اور ا باعث شرم مي شمردند . ازدختر متنفر و بيزار بودند و او را در شمار اولادمحسوب نمي دانستند و يکي از رسوم آن ها زنده به گور کردن دختران بي گناه بود که به عنوان فرار از ننگ و بدنامي و باترس از فقرو نداري مرتکب اين جنايات مي شدند .

عقايد و سنت هاي گذشته درباره زنان

1 ـ يکي از رايج ترين عقايد معروف در غالب آثار گذشتگان اين است که زن طبيعتاً جنس حقير و جنس دوم است . برعکس ، مردان که همه جا در اقتصاد و سياست و تحصيل علم و کارهاي سنگين و .... هستند بنابراين جنس مرد برتر و جنس اول به حساب مي آيد . بنابر اين تبليغات سنت پدرشاهي ومرد سالاري وقادر بودن، دليل مرجهي است براي نابرابري ها بين دو جنس و البته مقام نازل از آن زن است .

2 ـ سنت ازدواج و تشکيل خانواده و حرمسراها :

سنت ازدواج و تشکيل خانواده در جامعه هاي بشري از آن زمان مورد نياز و ضرورت قرار گرفته که يک زن به عنوان عامل و احيا کننده خانواده و مادر و همسر بودن و ابتکار در امورخانه داري و حرفه اي متعلق به يک مرد باشد و در حوزه تملک او قرار گيرد رفته رفته به مشکلي در آمد که مردان جرات يافتند از اين جنس پرسود و ثمر بخش و فداکار عده بيشتر ي را به خود اختصاص دهند و از آن جا که شيوه تعدد زوجات رايج يافت کم کم حرامسراها به وجود آمد .

3 ـ تشکيل حرامسراها و مقام زن :

شيوه تعدد زوجات که رواج يافت کم کم حرامسراها به وجود آمد و سرمايه داران و سلاطين و توانگران به نسبت دارائي و ثروت خود بر تعداد زنان به صورت کنيزکان خريداري افزودند . يک مرد مي توانست گروهي از زنان جوان و زيبا را به عنوان همسر و کنيز ، درون يک خانه با سراپرده جا مي دهد و آن ها را در ازاي نان و لباس فرمانبردار خود کند و مقام و منزلت زن از اين هنگام از نظر اجتماعي خفيف و حقير شد زيرا زن يک عروسک زيبا و پرده نشين بود که در حمايت مرد زندگي مي کرد فقط وسيله ارضاي مرد و اوامر خوشگذراني و يا خدمتگزاري قرار گيرد .

4 ـ تشکيل حرمسراها و محو شدن نقش زن در جامعه :

از زمان تشکيل حرمسراها نام نقش زن از صفحه کار و اجتماع فراموش شدو به درون خانه اختصاص يافت و ديگر نامي از زن به عنوان مادرشاهي و خلاقيت به ميان نيامد ودر حيطه تسلط مرد و هوا و هوس او قرار گرفت ووجودش بي ارزش گرديد .

5 ـ زن و مالکيت :

زن و مالکيت پيشرفته غرب نيز به تنهايي حق بهره برداري از احوال خود را ندارد و زن و شوهر هر دو در اموال هم شريکند و تنها مذهب اسلام اين مزيت را براي زن قائل شده که به تنهايي حق وراثت و حق تعرف مالکانه در اموال خود را دارد .

6 ـ نظريه نيچه فيلسوف آلماني :

(( هرگاه به سراغ زن مي روي با تازيانه برو ! ))

7 ـ نظريه امام خميني درباره آموختن سواد : (( طلب علم براي هر زن و مردمسلمان واجب است ))

(( زن در تاريخ ادبيات و فرهنگ ايران ))

1 ـ فردوسي و منزلت زن

فردوسي در عرصه کار زار زنان را مانند مردان مي ستايد و تنها شاعري است که به جز زيبايي و دلارائي ظاهري ، براي زنان شجاعت و دلاوري و سلحشوري مي پسندد در شاهنامه از زنان نام مي برند که مانند مردان سليح جنگ پوشيده ديري کنارهم دارند و چنين زناني را مقامي برتر از مردان مي دهند ولي تنها شاعري است که زنان را مانند مردان در رديف قهرمانان مرد خود قرار مي دهد .

(( اختلاف حقوق زن و مرد ))

1 ـ تاريخ استعمار و بردگي زنان

تاريخ نشان مي دهد که در قرون وسطي و شايد هم مدني پس از آن آيين (سرد) يعني برده داري رواج داشت و از طرف دنياي متمدن غير قانوني اعلام نشده بوده مخصوصاً در دوران حکومت خلفا و سلاطين ستمگر عثماني و شايد در بعضي اقوام ايراني زنان و دختران جوان را در بازارهاي تجارتي خريد و فروش مي کردند و اين رفتارهاي ناپسند از آنجا سرچشمه مي گرفت که خانواده هاي تهي دست و فقير دختران خود را که شرم و مزاحم مي دانستند به بهاي اندک به اين سوداگران انساني مي فروختند و سود سر شاري مي بردند .

2 ـ عقيده مزدک درباره استثمار زنان :

مزدک که به نام پيامبر و رهبر مذهبي مزدکيان در زمان قبادشاه ساساني اظهار وجود کرد به اين عقيده بود که دردنيا احساس همه اختلافات و جنگ ها و جدال ها بر دو چيز است يکي مال و ديگري زن . و اين هر دو بايد از گرو استثمارگران و زياده طلبي آنان به دور باشد .

3 ـ زن در اسلام :

همين که خورشيد اسلام طالع شد نخستين دستور هدايت او اقرار بر توحيد خداوند يکتا و امر بر تمدن جديد و اعلام مراعات کامل حقوق انساني بين افراد بشر از سياه و سفيد و زن و مرد و ... گواه آن که پيغمبر اسلام به بيان قرآن ، تنها تقوا را بين مردم مبناي فضيلت و بـرتـري مي داند و حتماً به قضاوت تاريخ تا آن زمان ديانتي مثل اسلام به حمايت زنان برنخواسته بود . اسلام همه انسان هارا در برابر خداوند يکسان مي داند ولي از طرف ديگر براي ارتباط مردم مقرراتي را معين کرده و در اين مورد براي هر کس فراخور حال او نيازي که جامعه دارد جهاتي را در نظر گرفته و به اين جهت است که براي زن و مرد در برابر وصول به مبدا عرفان و وظايف شرعي و عبادات تفاوتي قائل نشده . همه افراد امت را اعم از زن و مرد مسئول اداره اموراجتماعي و اقتلامي جامعه مي داند ، در امور عبادي و يا در مقام پرهيز از مناهي و گناهان هرگز براي هر يک برديگري رجحاني قائل نيست .

4 ـ ستايش زن از نظر پيامبر اسلام :

در مورد ستايش زن پيغمبر اسلام لذت دنيا را در سه چيز دانسته و محبت زنان را قرين نماز که رکن اعظم ديانت است قرار داده و فرموده من دوست دارم از دنياي شما سه چيز را ( نماز ، زن و عطر ) و نيز در حجه الوداع وصيت کرد که با زنان به خوبي رفتار کنيد و هميشه فرمود که زن گل خوشبويي است نه قهرمان در هر حال با او مدارا کنيد که بار و امانت خوايند . بديهي است که اين همه توجه و انتفات آن حضرت درباره زنان از نقطه نظر شهواني و نفس پرستي نبوده بلکه توجه آن حضرت درباره مقام زن به مرتبت همسري ومادري و رفاقت وموآنست مردان را دارد و وسيله رحمت خداوند و پديد آورنده نسل بشر است .

5 ـ زنان بزرگ در تاريخ اسلام :

1 : حضرت خديجه همسر پيامبر اکرم خود زني بازرگان و فعال بود که بعداً کليه ثروت خود را در راه اقلاي اسلام نهاد . 2 : حضرت فاطمه دختر بزرگوار پيامبر به عنوان نمونه والاي يک زن به حساب مي آمده است که در پاسداري از اسلام و مقام ولايت نقش او از هميت ويژه اي برخورداربوده است . 3 : حضرت زينب که در واقعه کربلا سمبل يک زن نمونه انقلابي مطرح شد و پس از شهادت برادران و فرزندان بار نهضت شهادت را به دوش کشيد .

6 ـ زنان دانشمند و اديب و شاعر ، مسلمان :

در کتب علماي بزرگ اسلام ، از زناني نام برده شده که از سهم فهم و دانش ومهارت آنان در علوم مذهبي والهي و هم چنين شعر و ادب و عرفان و رسيدن به مقام کرامات و اجتهاد سخن رفته است . مانند : فاطمه افقيه ، بانو آمنه بيگم ، فاطمه نيشابوري ، ام فقيه ، خنساء عرب ، رابعه نبت کعب ، حاجيه فاطمه خانم اصفهاني و گوهر شاد خاتون .

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1385ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط مدیران وبلاگ  |