مقدمه
تاجهان بود از سر آدم فراز کسی نبود ازراه دانش بی نیاز
مردمان بخرد اند هر زمان راز دانش را به هر گونه زبان
جمع کردند و گرامی داشتند تا به سنگ اندر همی بنگاشتند
آنچه دنیای امروز رابه دهکده ی جهانی تبدیل کرده است علم و علم آوران جامعه است . ما در عصری به سر می بریم که اطلاعات به عنوان مهمترین محور توسعه نقش سازنده ی خود را در همه ی عرصه ها به اثبات رسانیده است .
آنچه پیش رو دارید تراوشات ذهنی گروهی نوجوانان و بعضاً جوان پژوهشگر است که در ارائه نهضت تولید علم به فرمایش مقام معظم رهبری قلمشان ریخته تا راهی تازه پیش روی پیشگامان علم باز گردد . نامش راهم چشمه گذاشتیم تا چشمه ی ذوق و حکمت همیشه جوشان و فیاضی باشد .
مدیر مسئول
محمد اسماعیل علیشیری
خواستگاری
خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟
...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه
خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟
..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه .
خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟
مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟
...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن
خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟
...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن
خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟
...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد
خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟
!! نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراه داشته باشين!!
عبدالرضا اسلام زاده
رزم رستم و سهراب
کنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو
که اسفنديارش يکي disk داد بگفتا به رستم که اي نيکزاد
در اين disk باشد يکي file ناب که بگرفتم از سايت افراسياب
برو خرمي کن بدين disk هان که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش
دگر صبر آرام و طاقت نداشت مر آن disk را در drive اش گذاشت
نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت يکي list از root ديسکت گرفت
در آن disk ديدش يکي file بود بزد enter آنجا و اجرا نمود
به ناگه چنان سيستمش کرد hang که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهمتن کلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد که ليسانسش رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش وزان disk و برنامه قابلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يکي ديسک bootable آورد پيش
يکي toolkit اندرآن disk بود بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه يکي رمز virus يافت پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو virus را نيک بشناختش مر از bootsector بر انداختش
يکي ضربه زد بر سرش toolkit که هر byte آن گشت هشتاد bit
به خاک اندر افکند virus را تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش که اين بار بگذشت از پل خرش
دگر بار برنامه اين سان مکن ز رايانه اصلا تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر disk ز اسفنديار

